فلسفه در گذشته و حال ايران، بهترين كليد گفتگو

خلاصه: غرب معمولا چنين مي انديشد كه با مرگ ابن رشد فلسفه در عالم اسلامي به پايان خود رسيد. همچنين چنين تصور مي شود كه كل اعتبار فلسفه اسلامي توسط غزالي به زير سؤال رفته است. اما اين وضعيت در باره‌ي ايران بدينگونه نيست؛ مرحله‌ي دوم فلسفه اسلامي در ايران فعال بوده است و با مفاهيم جديد جهان بيني‌اي فراهم آورد كه تاثير ژرفي بر ساير ابعاد انديشه ايراني گذارد. اين موضوع در مقاله حاضر با پاسخ به پرسش هاي ذيل كنكاشي عميق تر مي يابد:
1- چه دلايل تاريخي و جغرافيايي وجود داشته است كه اين نوع نگرش فلسفي براي غرب چندان شناخته شده نيست؟
2- ويژگي هاي اين مرحله‌ي دوم فلسفه‌ي ايراني – اسلامي چيست؟ و چگونه توانسته است با ساير ابعاد انديشه‌ي اسلامي سازگاري پيدا كند؟
3- چگونه اين تفكر عقلي بر ساير انواع انديشه ايراني همچون تفكر سياسي، ديني، آموزشي، علمي و… تاثير گذاشته است؟
4- سرزندگي انديشه‌ي عقلي و فلسفي در رويكرد هاي فكري امروزه‌ي ايراني‌ها خصوصا جوانان و دانشجويان چگونه است؟
5- چرا توجه به اين نوع سرزندگي فلسفي در مسير گفتگو، ايجاد رابطه و درك متقابل براي غرب اهميت دارد؟